|
از استاد ديني پرسيدند عشق چيست؟ گفت:حرام است. از استاد هندسه پرسيدند عشق چيست؟ گفت:نقطه اي که حول نقطه ي قلب جوان ميگردد. از استاد تاريخ پرسيدن عشق چيست؟ گفت… گفت : سقوط سلسله ي قلب جوان. از استاد زبان پرسيدند عشق چيست؟ گفت:همپاي love است . از استاد ادبيات پرسيدند عشق چيست؟ گفت : محبت الهيات است . از استاد علوم پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عنصري هست که بدون اکسيژن مي سوزد. از استاد رياضي پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عددي هست که پایان ندارد
يك شب آتش نيستاني فتاد سوخت چون اشكي كه بر جاني فتاد شعله تا سرگرم كار خويش شد هرني اي شمع مزار خويش شد و اما از سرنوشت..؟!
بر تن خورشيد مي پيچد به ناز چادر نيلوفري رنگ غروب تك درختي خشك در پهناي دشت تشنه ميماند در اين تنگ غروب از كبود آسمانها روشني مي گريزد جانب آفاق دور. از افق ،بر لاله سرخ شفق. مي چكد از ابر ها باران نور. شهر ميخوابد به لالا ي سكوت. اختران نجوا كنان بر بام شب نرم نمك باده مهتاب را، ماه مي ريزد درون جام شب. فریدون مشیری روز مادر یا بهتره بگیم روز زن به همه زن های عزیز تبریک میگم. در ضمن تو رو خدا نظر بدید دستم ترکید از بس تایپ کردم. امروز اولین سال هست که پیش مادرشان هستند همونی رو میگم که توی کما بود و فوت کرد. ¤روحش شاد¤ هدیه اش رو اون دنیا بهش میدن مبارکش. حالا کنار مامانا تون واستید تا ازتون یه عکس یادگاری بندازم بازم روزتان مبارك
آهای بادکنک فروش
بیا! همه رنگ هایت را میخرم جیب های سنگینم را برابر تو روی زمین میگذارم و سبک تر از بادکنک ها بالا می روم!
سلام بالاخره دیروز رفتیم سومش چه زود گذشت نه؟؟
نگار تازه دیروز بود که توی کما بود . رفتم ولی ای کاش نمی رفتم! می دونی چرا؟؟ چون وقتی دیدمش نمی خواستم اون عکسی که ازش داشتم از ذهنم پاک بشه واین عکس که ۱۸۰ درجه با اونی که دیده بودم فرق داشت این عکس مل الان نبود ماله ۱۰ سال بعد بود اما اون شکست و این تصویر هم نقاشی شد با قلم خدا. هیچ وقت یادم نخواهد رفت وقتی رفتم خداحافظی کنم ،دستش رو روی گونه ام کشید و گفت چرا زحمت کشیدی؟؟ توی چشماش نگاه کردم این همون نگاه بود؟؟ این همون صورت بود؟؟که وقتی سر آدم داد میزد باز هم دوست داشتنی و دلنشین بود؟؟ نه این اون نبود !! این با اون خیلی فرق داشت!! زمین تا آسمون !! آخه همین یه خواهرو داشت یادمه یکی از معلم ها فت شما خودتون رو ناراحت نکنید خدا یه صبری به این آدما میده که هیچکس نمی فهمه !! خدا کند که این طور باشه!! من از خدامه که بیشتر از این زجر نکشد!!
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد ولی بسیار مشتاقم بدانم کوزه گراز خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی بسیار مشتام که از خاک گلویم سوتکی سازد گلویم سوتکی باشد بدست کودکی گستاخ و بازیگوش واو یکریز و پی در پی دم گرم خویش را در گلویم سخت بفشارد وخوابه خفتگانه خفته را آشفته تر سازد بدین سان بشکند دایم سکوت مرگبارم را این رو از روی یه سنگ قبر توی بهشت زهرا نوشتم خیلی قشنگه نه؟؟!!! مفهومیه
سلام به همه ی اونهایی که دعا کردند و دعا نکردند دست همتون درد نکنه ممنون شاید باز هم کار خدا بی حکمت نبود که این یکی از بنده هاشم فوت کنه امروز تشیع جنازه اش است گفتن ما نریم !! بعدا خودشون جدا برنامه میگیرن . اما ظلم توی غمی که عشقت رو داره نابود می کنه شرکت نکنی!! ظلم نیست؟؟؟ شکست مثل شیشه غصه خورد مثل یک بی نوا آخه یه خواهر بیشتر نداشت و همون یکی هم جلوی چشماش پرپر شد. اما بازم مادر داره که بهتر از هر چیزی است. گریه کرد مثل ابر بهار اما اون دیگه بر نمیگرده!!! و نخواهد برگشت زندگی جاریست!! مثل یک آب روان این ما هستیم که فکر می کنیم زندگی به پایان رفته اما نه ادامه دارد بعد این دنیا توی اون دنیا نمی دونم چی میکشه و چه خواهد کشید تا ،کسی، کسی رو از دست نده نمی فهمه که بقیه چه دردی رو میکشن. سه چیز در زندگی هیچگاه باز نمی گردند: زمان، کلمات و موقعیت ها در هر صورت ممنون شاید خواست خدا بوده که دیگه بیش از این زجر نکشه آخه ام .اس داشت . میدونی ام .اس چه بیماری است؟؟؟
یک نفر دلش شکسته بود آب میشود. شب ذره ذره آفتاب میشود
سلام دوستان یه درخواست عاجزانه دارم برای خواهر عشقم یه دعا کارم رو راه میندازه داره از دست میره توی کماست . دارن دستگاه هارو دارن ازش باز می کنن یه دعا فقط همین تورو جون هرکی که دوست دارید حتی برای یه لحظه هم که شده وقتی چشمتون به این مطلب افتاد دعا کنید قسم تون میدم به همون مشهدی که رفتید دعا کنید !!!! اگر هم نرفتید با همین دعا هم که شده اسمتون توی لیست زائران اما رضا ثبت بشه !!! اصلا توی لیست حاجی های مسجدالحرام ثبت بشه!!!
میگن اگر کسی برای کسی دعا کند دعای خودش برآورده میشه!!
بي تو مهتاب شبي،باز از آن كوچه گذشتم ، همه تن چشم شدم، خيره به دنبال تو گشتم، شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم، شدم ان عاشق ديوانه كه بودم. در نهانخانه جانم،گل ياد تو ، درخشيد باغ صد خاطره خنديد، عطر صد خاطره پيچيد: يادم آمد كه شبي باهم از آن كوچه گذشتيم پرگشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم ساعتي بر لب ان جوي نشستيم. تو ، همه راز جهان ريخته در چشم سياهت. من همه،محو تما شاي نگاهت. آسمان صاف وشب آرام بخت خندان و زمان رام خوشه ماه فرو ريخته در آب شاخه ها دست بر آورده به مهتاب شب و صحرا و گل و سنگ همه دل داده به آواز شباهنگ يادم آيد: تو به من گفتي: -از اين عشق حذ ر كن! لحظه اي چند بر اين اب نظر كن، آب،آيينه عشق گذران است، تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است : باش فردا، كه دلت با دگران است! تا فراموش كني ،چندي از اين شهر سفر كن!
شنيدم ذكر جلاله " لا اله الا الله " رو اگه روزي هزار بار بگيم تاثيرات معنوي بسياري دارد ... در هر حالي كه هستيم ميخواد با توجه ، فقط زباني يا هرجور ديگه اي اما خيلي توصيه شده كه اين ذكر ترك نشه!
باور كنيد تا بياييد شروع كنيد تموم ميشه!!! "بياييد قرار بذاريم روزي هزار بار لا اله الا الله رو ترك نكنيم" خيلي ساده است مثلا همينجوري كه به کارهای روزانه تون مشغولید يه تسبيح هم دستتون باشه و ذكر بگيد يا وقتي در راه هستيد تو خيابون تو ماشين ... ظاهرا خيلي كار ساده اي اما از كنار تاثيرات معنوي اش به سادگي نميشه گذشت. من كه تصميم گرفتم از همين امروز شروع كنم .... شما چه طور؟
|
About![]()
لحظه اي كه نگاه و احساس در هم
Home
|